اصطلاح «مسیحاباوری»[۱] از واژۀ «مسیحا»[۲] که ترجمه‌ای از واژۀ عبری «ماشیح»[۳] به معنای تدهین‌شده می‌باشد، گرفته شده است.

ماشیح در اصل به پادشاهانی اطلاق می‌شد که برای بر تخت نشستن، روغن‌مالی و تدهین مقدس می‌شدند.[۴] مسیحاباوری یا مسیانیزم را می‌توان با تسامح معادل موعودباوری یا منجی‌گرایی عام هم به کاربرد؛ چراکه این اصطلاح در فضای یهودیت شکل گرفته و همان‌طور که می‌دانیم، مشخصات و مؤلفه‌های موعود در ادیان مختلف متفاوت است. یکی از نویسندگان دایرة‌المعارف هزاره‌گرایی به حق در این‌باره معتقد است:

از اصطلاح «مسیحا‌باوری» نباید در فضای غیریهودی و غیرمسیحی استفاده کرد؛ زیرا برخلاف یهودیان که بسیاری از آن‌ها هنوز منتظر ماشیح هستند و نیز مسیحیان که در انتظار بازگشت مسیح (Christ، معادل یونانی مسیا؛ Messia) به سر می‌برند، در الاهیات اسلامی هیچ جایگاهی برای این‌گونه ناجی وجود ندارد. در قرآن برای عیسای پیامبر، گاه عنوان «المسیح» به کار می‌رود که هم‌خانوادۀ واژۀ «Messiah» است، اما فقط عنوانی محترمانه و عاری از هرگونه مفهوم الاهیاتی است. از نظر مسلمانان، مهم‌ترین چهرۀ فرجام‌شناختی مسیح نیست، هرچند قرآن، احادیث و روایات منسوب به [حضرت] محمد (۵۷۰ – ۶۳۲م) از بازگشت او سخن می‌گویند، بلکه مهدی۴، یعنی «هدایت‌شده»، محور اصلی آخرالزمان است. برای مسلمانان، بازگشت مسیح تنها یکی از علایم فرارسیدن آخر‌الزمان است، نه نقطۀ اوج آن که باور مسیحیان است.[۵]

البته همین نویسنده در جای دیگری با اشاره به شباهت‌های غیرقابل‌انکار موعودگرایی در ادیان ابراهیمی می‌گوید:

اعتقاد به عصر طلایی در دیدگاه اسلامی، از یک لحاظ بیش‌تر به اعتقاد یهودیان شباهت دارد و آن این‌که مهدی و ماشیح موعود هردو چهره‌های تاریخی خواهند بود که وظایف خود را در زمان و مکان عادی تحقق خواهند بخشید، برخلاف مسیح که در باور مسیحیان جایگاه دوم در تثلیث به او اختصاص دارد و آغاز و انجام کتاب مکاشفۀ یوحنای قدیس تلقی می‌شود. نقطۀ اشتراک دیگر اعتقاد مسلمانان و یهودیان در عصر طلایی این است که هردوی آن‌ها هدف اصلی مهدی و ماشیح را صلح و عدالت همگانی می‌دانند، نه رستگاری فردی؛ از سوی دیگر، عقاید مسلمانان در خصوص علایم مربوط به آخر‌الزمان و روز قیامت، از بسیاری لحاظ به کلیساهای مسیحی شباهت دارد. کتاب مقدس مسلمانان و احادیث آن‌ها علاوه بر بازگشت مسیح، از دجال یعنی گمراه‌کننده یا ضد مسیح، دباح یعنی دیو، و یأجوج و مأجوج سخن می‌گویند که همۀ آن‌ها در کتاب مکاشفۀ یوحنای قدیس، آخرین کتاب عهد جدید مسیحیان ذکر شده‌اند. پس معلوم می‌شود که فرجام‌شناسی در اسلام، هم به فرجام‌شناسی یهودیان و هم مسیحیان شباهت دارد.[۶]

گفتیم که ماشیح یا مسیحا در لغت به معنای «شخص روغن‌زده‌شده» است. یهودیان معتقدند که ماشیح شخصیتی از نسل داوود است که خداوند او را در آخرالزمان خواهد فرستاد تا دوره‌ای جدید را آغاز کند که در آن همۀ بشر خدای حقیقی را عبادت خواهند کرد، ریشۀ جنگ از زمین برکنده خواهد شد، و صلح به تمام معنا حاکم خواهد گشت. نظریۀ اعتقادی ماشیح، با وجود قوی‌ترین پیشینه‌ها در کتاب مقدس، در طول تاریخ یهود تحول یافته، پرداخت خورده، و تفاسیر مختلفی برای آن به میان آمده است، اما حکم صریح بنیادین آن این است که سرانجامِ رضایت‌بخشِ تاریخِ بشری در جایی بر روی همین زمین محقق خواهد شد. نظریۀ ماشیح، جنبۀ این‌جهانی آخرت‌شناسی یهود است و جهان آینده، جنبۀ آن‌جهانی آن. اعتقاد عموم بر آن است که ظهور ماشیح و فعالیت‌های او در راه بهبود وضع جهان و تأمین سعادت بشر، قسمتی از نقشۀ خداوند در آغاز آفرینش جهان بوده است:

پیش از آنکه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شد؛ تورات، توبه، باغ عدن (بهشت)، جهنم، اورنگ جلال الاهی، بیت همیقداش، نام ماشیح.[۷]

[۱]. Messianism

[۲]. Messiah

[۳]. Mashiah

[۴]. Einggren, Helmer, “Messianism: An Overview”,in: Encyclopedia Of  Religion,vol 9, p469

[۵]. “Forms  of  catholic Millenarianism: A Brief Overview” in: Catholic Millenarianism, p 2.

[۶]. Ibid

[۷]. پساحیم، ۵۴ الف

منبع: کتاب مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها انتشارات آینده روشن