به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، مريم بصيري از داستان نويسان فعال در حوزه ادبيات ديني است که اخيراً رماني با عنوان«دخيل عشق» با موضوع جانبازان و شفاعت امام هشتم؛ حضرت موسي بن الرضا(علیه السلام) به قلم وي و به همت انتشارات کتاب مسجد مقدس جمکران چاپ و منتشر شده است.

چاپ بيش از ۴۵۰ اثر در رشته‌هاي نقد، مقاله، گزارش، گفتگو و داستان در ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هاي ادبي و هنري بخشي از فعاليت هاي رسانه وي محسوب مي شود.

همچنين نگارش بيش از پانصد دقيقه نمايشنامه راديويي و کارگرداني چند فيلم کوتاه و چند نمايش، همکاري در ساخت بيش از سي فيلم کوتاه و بلند تلويزيوني از ديگر فعاليت هاي مريم بصيري است. همچنين به قلم اين نويسنده، تا به حال رمان «بانوي نور»، کتاب«زن و سينما»، مجموعه داستان «اکسير عشق»، رمان «بوي بهشت»، مجموعه ده جلدي «قصه‌هاي شير بازيگوش»(براي کودکان)، کتاب«هنر و تبليغ»، مجموعه داستان «زني که سايه نداشت» چاپ و منتشر شده است. با اين نويسنده درباره رمان جديدش؛«دخيل عشق» و موقعيت و گسترده ادبيات ديني در بين نويسندگان و جامعه گفت و گو کرديم.

 

*انگيزه نگارش اين رمان چطور در شما ايجاد شد؟

سال‌ها قبل شنيده بودم خانمي مي‌خواسته با يک جانباز ازدواج کند، اما موفق نمي‌شده تا اين‌که خودش دست به کار مي‌شود. داستان زندگي اين خانم و همسرش در ذهنم بود و از آن‌جا که بسيار به نگارش فيلم‌نامه و نمايش‌نامه علاقه دارم؛ مي‌خواستم در فرصتي، فيلمنامه بلندي از اين سوژه بنويسم. اصلاً به فکر نوشتن رمان هم نبودم تا اين که متوجه شدم بنياد ادبيات داستاني ايرانيان تصميم دارد رماني درباره امام رضا (علیه السلام) منتشر کند. با توجه به مدت زمان خيلي کمي که به اين کار اختصاص داده بودند؛ و از طرفي هم درگير يک پروژه قراردادي براي صدا و سيما بودم، ابتدا بي‌خيال اين کار شدم.

به قول دوستان نويسنده‌ام نوشتن اين کار در مدت زمان کمي که تا برگزاري جشنواره بين‌المللي امام رضا(علیه السلام) مانده بود؛ کار به شدت سخت و طاقت فرسايي بود. اما من ناگهان به مدد امام رضا (علیه السلام) تصميم گرفتم اين کار را تجربه کنم و به عشق امام رضا(علیه السلام) کار را شروع کردم. طوري که باعث شد بتوانم در مدت چهل روز رمان را تمام کنم؛ که اين هم به دليل طرح تقريباً آماده آن بود که از قبل در ذهن داشتم. هر چند به قول موريس مترلينگ مضمون داشتن بهشت است، مضمون را از کار درآوردن؛ جهنم.

 

*فکر مي کرديد اين کار را در اين مدت کم بتوانيد به سرانجام برسانيد؟

باورش براي خودم هم سخت بود. حتي آقاي اکبر خليلي[داستان نويس] هم بعد از خواندن رمان به من گفتند نوشتن هر فصل اين کتاب شش ماه فرصت مي‌برد و چطور آن را در مدت زمان کم نوشتم. اين در حالي بود که من شاغل هستم و در حال تدريس. در آن روزها از صبح تا شب در دفتر نشريه و آموزشگاهي که داشتم، مشغول بودم. اما هميشه لپ تاپم همراهم بود و هر وقت فرصت مي‌کردم از نوشتن غافل نمي‌شدم. اگر روزي نمي‌توانستم تعداد صفحاتي را که با خودم عهد کردم، بنويسم فردايش تلافي مي‌کردم و سهم روز قبل را مي‌نوشتم. واقعاً آن روزها برايم يک نوع رياضت بود. البته در قسمت‌هاي مختلف از کار که نقطه‌عطف و تعليق ماجرا بود، متن را براي دوستان نويسنده‌ام ايميل مي‌کردم تا بدانم آن‌ها چقدر با اثر ارتباط برقرار کرده‌‍‌اند و مي‌توانند باقي داستان را حدس بزنند يا نه؟ جالب هم برايم اين بود که بعد از اتمام رمان، آن را فصل‌بندي کردم، و کار چهارده فصل شد؛ که برايم به نام چهارده معصوم، خوش‌يُمن بود. در کل با تمام سختي‌هايي که نوشتن اين کار برايم داشت، از اين که امام رضا (علیه السلام) مرا مورد لطف خود قرار دادند تا اين رمان را بنويسم، خوش‌حالم؛ همان‌طور که در در صفحه تقديم رمان هم آمده است «باشد که حاصل چهل روز چله‌نشيني و آويختن به دخيل عشق امام رضا (علیه السلام)، براي نگارش اين رمان در جوار خواهرش حضرت معصومه (سلام الله علیها)، در بارگاه هشتمين فيروزه فردوس در نظر آيد.»

 

*با توجه به برخي از نويسندگان عادت دارند بعد از نوشتن نسخه اوليه داستان، آن را بارها بازنويسي مي کنند، شما رمان«دخيل عشق» را چند بار بازنويسي کرديد؟

من از آن دسته آدم‌هايي هستم که به قول معروف چرک‌نويس و پاک‌نويس ندارم. در رمان بوي بهشت هم همان نسخه اول براي چاپ رفت. حتي وقتي آقاي محمدي مدير انتشارات روزگار به من گفت نمي‌خواهي يک بار ديگر کار را بازبيني کني، گفتم نه. کار همان موقع که تمام مي‌شود؛ فايلش را در ذهنم مي‌بندم و ديگر به آن فکر نمي‌کنم. اما در مورد رمان دخيل عشق با توجه به اين که از جغرافياي واقعي مي‌نوشتم، دوست داشتم بتوانم کار را بازنويسي کنم، اما متاسفانه فرصتي دست نداد. حتي به نظر خودم داستان بايد با سرعت کمتري تمام مي‌شود، اما به دليل همان عجله روند سير وقايع را سريع کردم؛ تا کار زودتر تمام بشود. حالا هم برخي مي‌گويند شروعش تاثيرگذارتر از پايانش است و برخي برعکس پايان رمان را هيجان‌انگيزتر مي‌دانند.

 

*براي نوشتن اين رمان چقدر تحقيق کرديد؟

در مدت کمي که داشتم از تحقيق هم غافل نبودم؛ چندين نقشه کاغذي و اينترنتي از شهر مشهد و حرم مطهر تهيه کردم. حتي تحقيق زيادي براي کوچه‌اي که شخصيت اصلي داستان در آن‌ زندگي مي‌کرد، داشتم. مي‌خواستم وقتي شخصيت داستاني صبوره در آن کوچه طولاني‌شان که روزي بلندترين کوچه مشهد بوده، قدم برمي‌دارد؛ دقيقاً همان مغازه، مسجد و پارک باشد. طوري که يکي از نويسندگان به من گفت اگر نمي‌شناختمت فکر مي‌کردم، ساکن مشهد هستي که اين طور آدرس کوچه پسکوچه‌ها را مي‌دهي.

با توجه به اين که دو سال قبل به مشهد رفته بودم، خيلي دلم مي‌خواست فرصتي مي‌شد و مي‌توانستم چند روزي به مشهد بروم تا فضاسازي دقيق‌تري از صحن‌ها و رواق‌ها داشته باشم. به همان اندازه خودم آنقدر غرق کار شده بودم که وقتي در روز تولد امام رضا (علیه السلام) که قرار بود کار رونمايي شود، به حرم رفتم؛ ناخودآگاه به بهشت ثامن رفتم تا سر مزار رضا بروم. وقتي داشتم روي سنگ قبرها را مي‌خواندم ناگهان يادم افتاد، مکان واقعي است؛ اما شخصيت رضا در تصور من شهيد شده و در آن‌جا به خاک سپرده شده است!

 

*به نظر شما چطور مي‌توان با يک رمان، تبليغ ديني هم کرد؟

تبليغ برقراري ارتباط با مخاطب، جهت انتقال پيام در سمت و سويي که مُبلغ مد نظرش است، مي‌باشد. تبليغ، انتشار اطلاعات و اعتقادات بين افراد، به منظور ايجاد دگرگوني و تاثيرپذيري در افکار و رفتار آن‌هاست. نسل جديد به ايمان اخلاقي که از بزرگترها به آنان رسيده، بي‌اعتنا شده‌اند؛ لذا توجه به دين توسط رسانه مي‌تواند کارآمد باشد.

جوان در پي پر کردن اوقات فراغت خويش است؛ اما از پندگيري و نصيحت مستقيم که در کتاب‌هاي ديني وجود دارد، گريزان است. کارآمدي رمان ديني بايد در آن حدي باشد که جوان به صورت غيرمستقیم با کتاب‌هايي که به صورت نامحسوس مبلغ دين است، تحت تاثير بگيرد.

پيشوايان معصوم(علیهم السلام) براي تبليغ دين به تناسب زمان خود از شيوه سنتي و ارتباطات فردي و گروهي بهره مي‌گرفتند و به شرايط محيطي حاکم نيز واقف بودند. تناسب پيام و موقعيت زماني و مكاني آن، از مهم‌ترين موضوعاتي است كه بايد همواره مورد توجه باشد. از اين جهت است كه معجزات انبياي الهي نيز با هم تفاوت داشت و مناسب موقعيت زماني و مكاني مخاطبان‌ بود. معصومين (علیهم السلام) در تبليغ خود، سطح علمي و اعتقادي امت خود را در نظر گرفته و بر اساس آن به آموزش و تبليغ مي‌پرداختند. علاوه بر اين، رعايت شرايط روحي و رواني مخاطبان در تبليغ، اصلي اساسي به شمار مي‌رفت.

 

* در اين ميان نقش قالب ادبي داستان را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

قبل از اين که به اين سئوال شما پاسخ بدهم، اشاره به اين نکته خالي از لطف نيست که برخي از ابزار مدرن، ضد دين هستند و يا به تعبيري در تبليغات ضد ديني از آنان بهره گرفته‌ شده؛ اما تاثيرپذيري مخاطب جوان از آنان بيشتر از ابزار سنتي است. وقتي مخاطب سطح سواد و فرهنگش پايين باشد، فقط به شنيدن حرف‌هاي ديگران تمايل دارد؛ اما وقتي سوادش بيشتر مي‌شود؛ دلش مي‌خواهد خودش هم در بحث‌ها شرکت و ابراز عقيده کند. ماهيت فرهنگ اسلامي کلامي است تا تصويري.

از همين رو از رسانه‌هاي کلامي و نوشتاري چون شعر و داستان مي‌تواند بهره بيشتري ببرد. البته اين به معناي عدم تسلط دين بر رسانه تصويري نيست، بلکه نشانه حساس و مشکل بودن تبليغ دين توسط رسانه‌هاي تصويري است.

 

*به نظر شما براي انتقال مفاهيم ديني، قالب رمان چه ظرفيت هايي دارد؟

براي ارائه زيرساخت‌هاي درست ارائه دين توسط رمان، بايد به علوم اسلامي و وسايل ارتباطي مدرن آشنا بود تا بتوان پيام ديني مدرن داشت. هنر ديني معارفي را كه اديان الهي با هدف سعادت حقيقي بشر، ترويج کرده‌اند، در انديشه بشر، جاودانه مي‌سازد. متاسفانه برخي به جاي اين که با همان حربه‌اي که دشمن به جنگ آن‌ها آمده، به جنگش بروند؛ فکر مي‌کنند مي‌توانند با موعظه و نصيحت، جوان را دين‌دار کنند.

وقتي انواع رسانه‌هاي تصويري و مکتوب دارند با بهترين و پيشرفته‌ترين تجهيزات تيشه به ريشه دين مي‌زنند؛ ما هم بايد بتوانيم آثاري به همان قدرت با معرفي غيرمستقيم دين توليد کنيم. جواني که جذب ماهواره است، اصلاً علاقه‌اي به نشستن در پاي منبر ندارد تا نصحيت‌مان را گوش کند يا نکند.

براي او بايد فيلم و رمان فاخري توليد کرد تا آموزه‌هاي ديني را کاملا ناخودآگاه فرا بگيرد و غيرمستقيم انديشه ديني در انديشه و قلبش ريشه بدواند.

 

*مزيت‌هاي تبليغ غيرمستقيم مفاهيم ديني از طريق هنر و ادبيات را در چه مواردي مي دنيد؟

استفاده از زباني نمادين در انتقال پيام، تغيير زمان‌مند و مکان‌مند شکل پيام، کاربرد زبان مخاطب در انتقال پيام، جذابيت، تنوع‌طلبي، ماندگاري در ذهن، کاربرد غيرمتعارف پيام، اهميت دادن به شکل و فرم پيام از مزيت‌هاي تبليغ غيرمستقيم دين با هنر و ادبيات است. اگر ادبيات و هنر از چارچوب ارزش‌هاي انساني، الهي و تعهد خارج شود، ارزشي نخواهد داشت. در يك جامعه دينى، دين تأثيرات خويش را در هنر متعهد ظاهر کرده و با اصول و ارزش‌هاى خاص خود عهده‌دار هدايت کردن هنر و مخاطب مي‌شود.

 

به نظر شما چطور مي‌توان در ارائه آثار ديني از طريق هنر و ادبيات دست به نوآوري و خلاقيت زد؟

انسان مدرن که به دنبال راه‌هاي تازه‌اي براي شکستن قفس تنگ زندگي ماشيني است؛ در برابر دريافت مفاهيم ديني مقاومت نشان مي‌دهد. لذا انديشه‌هاي ديني نيز بايد به دنبال راه‌هاي تازه‌اي براي جلب مخاطبانش باشند. دين امري الهي است و هر کس نمي‌تواند بنا بر سليقه خود در آن نوآوري کند. هر نويسنده‌اي مي‌تواند در حد و اندازه خود، حامل پيام اسلام باشد؛ به شرطي که بدون جعل و افزودن چيزي غيرواقع به دين، با ابتکاري جديد در بيانش، باعث رشد انديشه‌هاي ديني در افهام عامه شود.

 

*حالا در اين ميان نويسندگاني که بخواهند در حوزه ادبيات ديني فعاليت کنند چه وظايفي دارند؟

نويسنده بايد بتواند به پرورش خلاقيت خودش بپردازد تا توانايي استفاده از راه‌هاي خلاقانه در تبليغ و جذب مخاطب را داشته باشد. مبلغ خوب بايد نياز مخاطب خود را بشناسد و پاسخ متناسب با نياز او ارائه کند. براي پرورش خلاقيت و استعداد، بايد موانع خلاقيت را از سر راه برداشت. گام اول در برطرف كردن اين موانع، شناسايي نقاط ضعف مبلغ و موانع دروني و بيروني است.

نويسنده رمان ديني با اعتماد به نفس مي‌تواند اعتماد مخاطبان خويش را افزايش دهد. وقتي فرد از يادگيري لذت نبرد، يادگيري عميق و پايدار را تجربه نمي‌كند. در يادگيري غير لذت‌بخش، رفتارهايي مانند كنجكاوي و تفكر خلاق كم مي‌شود. بايد با استفاده از روش‌هاي نمايشي در تبليغ، ميزان لذت يادگيري مخاطب را در کار تبليغي افزايش داد تا زمينه‌هاي خلاقيت در تبليغ، فراهم شود.

اگر هنرمند خالق انديشه ديني، خود نيز دين‌دار باشد، اثرش رنگ و بوي دين خواهد گرفت. هنرمند که مي‌خواهد کار ديني انجام دهد بايد طوري پيامش را متناسب با هدفش در قالب هنر ارائه کند که دين مخدوش نشود. بين دين، دانش، هنر و ادبيات تضادي وجود ندارد و در صورتي که يک طلبه از رسانه استفاده کند، و يا هنرمند رسانه از دين استفاده کند، اندوخته‌هاي غني از مباحث ديني خواهند توانست توسط ابزار رسانه در خدمت مردم باشند.

 

*چطور مي‌توان انگيزه ايجاد اثر ديني را در نويسندگان و هنرمندان زنده کرد؟

من برخلاف بعضي از دوستان معتقدم نويسنده شدن احتياج به تحصيلات عاليه ندارد؛ اما يک نويسنده بايد حتماً سواد اجتماعي و هوش بصري کافي داشته باشد. انگيزه‌هاي دروني و بيروني داستان‌نويس را تحريک مي‌کنند تا او ضرورت نوشتن درباره دين را داشته باشد.

انگيزه چون جرقه‌اي ظهور مي‌کند و به توليد اصيل و موثر هنري منجر مي‌شود. بنابراين، انگيزه ابتدا نويسنده را دگرگون مي‌کند و آنگاه وي از طريق نوشته‌هايش مردم را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

نويسنده بايد در آغاز خود متاثر شده باشد تا بتواند روي ديگران تاثير بگذارد. به ديگر سخن بايد خود برانگيخته و بيدار شده باشد تا بتواند ديگران را هم برانگيزد. نويسنده بايد بتواند ديدگاه‌ها و تفکراتش را در قالب داستان بيان کند.

 

*در نوشته هاي ديني خودتان به ابعاد دراماتيک اثر چقدر اهميت مي دهيد؟

به نظر من يک رمان ديني بايد حتماً دراماتيک باشد. در اين نوع رمان شخصيت و عمل در هم تنيده شده‌اند. عمل دراماتيک در ارتباط با پيشرفت وقايع داستان است و افشاي خصوصيات شخصيت‌ها و ايجاد فضاي لازم براي وقوع حوادث. وظيفه عمل دراماتيک فضاسازي و ايجاد ريتم و ضرباهنگ مناسب با محتواي دراماتيک نمايشنامه و تشديد اثرات عاطفي؛ معرفي خصوصيات شخصيت و گسترش طرح.

 

* به نظرتان هر ايده‌اي ارزش ثبت و پرداخت دارد؟

با کمي تلاش مي‌شود از هر ايده به ظاهر بي‌اهميت داستان جذاب نوشت. برخي ايده‌ها و انگاره‌ها جنيني هستند چون ظرفيت تبديل شدن به يک اثر را دارند و در عين حال داستان در آن‌ها رشد نيافته است. بهترين انگاره‌ها را بايد ثبت کرد تا فراموش نشوند. در واقع با نوشتن انگاره جنيني آن را در خاک ذهن دفن مي‌کنيم تا رشد يابد.

بعد از آن داستان شروع به حرکت کرده و کم کم منبسط مي‌شود. شخصيت مي‌تواند يک انگاره باشد. کنش انسان باعث شکل‌گيري هسته داستان مي‌شود، پس مي‌تواند يک انگاره باشد. حادثه، موقعيت، مکان، و… انگاره‌هاي ديگري هستند. مکان نيز خود انگاره‌اي قوي است؛ چون هر کنش انساني بي شک در يک مکان بوقوع مي‌پيوندد. مکان‌هاي متفاوت آدم‌هاي مختلفي را بسوي خود مي‌کشد. در دخيل عشق هم حضور در حرم مطهر خودش مي‌تواند سرشار از ايده باشد.

 

*يک نويسنده چگونه مي‌تواند خلاقيت خودش را توسعه بدهد، تا آنچه مي‌نويسد بر دل مخاطب بنشيند؟

نويسنده بايد بتواند به پرورش خلاقيت‌هاي خودش بپردازد تا توانايي استفاده از راه‌هاي خلاقانه در جذب مخاطب دين‌گريز را داشته باشد. نگارنده خوب بايد نياز مخاطب خود را بشناسد و پاسخ متناسب با نياز او ارائه کند. براي پرورش خلاقيت و استعداد، بايد موانع خلاقيت را از سر راه برداشت. گام اول در برطرف كردن اين موانع، شناسايي نقاط ضعف خود نويسنده و موانع دروني و بيروني است. نويسنده رمان با اعتماد به نفس مي‌تواند اعتماد مخاطبان خويش را افزايش دهد.

حضرت علي (علیه السلام) مي‌فرمايند کسي که مي‌خواهد ديگران را تعليم دهد، اول بايد به تعليم خودش بپردازد. کسي که خودش را مي‌سازد مقامش بالاتر از کسي است که مي‌خواهد ديگران را بسازد. هنرمند بايد خود ابتدا انسان وارسته و ساخته شده‌اي باشد تا کلامش در ديگران نفوذ کند. نويسنده بايد عشق به حق داشته باشد، زيرا عشق محرک او براي توليد اثر ديني است.

 

*در حاضر چه آثاري در دست چاپ يا نگارش داريد؟

حدود دوسال است که روي دو پژوهش فرآيند شکل‌گيري داستان در ادبيات داستاني و دراماتيک، و ارائه دين در برنامه‌هاي نمايشي تلويزيون کار مي‌کنم؛ که به خواست حق تا پايان سال بايد کار آن‌ها را تمام کنم و تحويل بدهم. يک زندگينامه داستاني با نام «اويي که دوستش مي‌داشتي» در دست چاپ در انتشارات قلم دارم؛ و دو مجموعه فيلم‌نامه و نمايش‌نامه هم با عناوين «عطر حضور» و «شهريار شرق و پنج نمايشنامه ديگر» در انتشارات اميرکبير.

انتهای پیام/ح