به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، در ایام میلاد حضرت عیسی(علیه السلام) با حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری سهروردی، مبلغ بین المللی، کارشناس دینی و مدیرکل ارتباطات علمی، بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی درباره جایگاه این پیامبر آسمانی در تعالیم اسلامی و شیعی به ویژه در بحث مهدویت گفت وگویی انجام دادیم که در ادامه می خوانید.

 

*در خصوص جایگاهی که اسلام و قرآن کریم برای حضرت مسیح (علیه السلام) تبیین کرده‌اند توضیح دهید.

به تعبیر مقام معظم رهبری عظمتی که در قرآن کریم برای حصرت مسیح(علیه السلام) بیان شده کمتر از جایگاهی نیست که کتاب مقدس مسیحیان به آن اشاره دارد.

حضرت عیسی(علیه السلام) همچنان که بدون وجود پدر متولد شد و این تولد بر پایه عظمت اعجاز بود، زندگی او نیز همواره پراز معجزه آفرینی بوده و پایان زندگی ایشان را نیز قرآن به صورت تراژدیک ختم نمی‌کند، پایان زندگی حضرت عیسی را خداوند در قرآن جور دیگری نقل می‌کند.

اگر در قصه مسیحیت او به صلیب کشیده می‌شود و قصه تراژدی‌ای دارد اما در روایت قرآن کریم او به اسمان ها می‌رود تا با صالحان در پایان روزگار هستی محشور شود. این نشان می‌دهد که نگاه قرآن به قصه حضرت مسیح حتی در قسمت آخر کاملاً نگاهی است که در واقع متفاوت بوده و همچنین پایان قصه او را باامید پایان می‌دهد نه با قصه تلخی که برخی مسیحیان نقل می کنند.

ویژگی دیگری که در دین مبین اسلام برای حضرت عیسی(علیه السلام) بیان شده این است که پیامبر ما همواره نسبت به مسیحیان نگاه مثبتی داشتند. در قرآن آمده است، آنهایی که به شما نزدیک‌ترند مسیحیان هستند پس همواره مسیحیان دل آرامی نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند و پیامبر هم به آنها نگاه مثبت و برجسته‌ای داشته اند.

ایشان میگویند آن باوری که خداوند نسبت به حضرت عیسی در قرآن بیان کرده در بین پیروان آیین پیامبر و بین پیروان آیین عیسی هم طوری است که این مودت و مهربانی بوده و این نکته مهمی است که امروز در آستانه کریسمس ببینیم که این مودت و مهربانی را چگونه می‌توانیم در دو دین هم به صورت کمی و هم به صورت کیفی بیشتر کنیم.

 

*جایگاه حضرت عیسی (علیه السلام) در تشیع را تشریح کنید.

در تشیع به خاطر نگاه بلند و بالنده‌ای که به پایان تاریخ دارد، پایان هستی پایان تاریکی نیست، پایان زندگی انسان پایانی است همراه با نور، روشنی و امید اما در باورهای دیگر ممکن است این با تاریکی معرفی شده باشد، همراه با ظلمت و خشونت.

نگاه بسیار جزئی و تبیین بسیار دقیق و منطقی که تشیع از پایان تاریخ و پایان زندگی بشر دارد می‌بینیم که در بین مذاهب دیگر اسلامی وجود ندارد. به هر حال به تعبیر یک نویسنده غربی تنها مذهب شیعه است که حتی اسم حاکم پایانی جهان را معرفی کرده در حالی که هیچ فرهنگی اسمش را نتوانسته بگوید ولی تشیع هست که اسمش را گفته و مشخصات فیزیکی و سبک حکومت داری او را هم بیان کرده؛ همچنین در روایات مربوط به ظهور امام زمان(علیه السلام) می بینیم به طور صریح از حضرت عیسی(علیه السلام) نام برده شده تاجایی که ایشان پشت سر امام زمان(علیه السلام) نماز می‌خوانند.

برداشت‌های متفاوتی از این روایت می‌شود و بزرگترین برداشت این هست که مسیحیان دل در گرو امام زمان(علیه السلام) خواهند داشت. البته این به آن معنا نیست که برخی میگویند امام زمان(علیه السلام) با آمدنشان مسیحیت را از بین می‌برند و باورهای دیگر را نابود می‌کنند، او مهدی‌ای است که فرزند محمد(صلی الله علیه و آله) است، اگر آن حضرت هرگز به باورهای دیگران تجاوز نکرد، اگر او مسیحیت را نابود نکرد حتماً فرزندش هم چنین خواهد کرد. او به دنبال جدش آیین حق را خواهد گفت و کیش درست را به مردم معرفی خواهد کرد، اما هرگز به نابودی کیش دیگر تلاش نخواهد کرد و همینجاست که ما می‌بینیم در زمانی که امام زمان(علیه السلام) می‌آید حتی مسیحیت اورا می‌فهمند و دل در گرو رهبر حق و حقیقت می‌بندند.

در اینجا باید به نکته مهمی اشاره کنم که متاسفانه بعضی‌ها نفهمیدند و خیال کردند که امام زمان(علیه السلام) وقتی آمدند آیین‌های دیگر را از بین می‌برند و چهره خشنی را از امام زمان(علیه السلام) نسبت به پیروان ادیان دیگر معرفی کرده اند اما این در حالی است که امام زمان با آمدن خود حقیقت را برای مردم بازگو می‌کنند و وقتی مردم حقیقت را ببینند همه به سوی او خواهند گروید اینگونه نیست که امام زمان(علیه السلام) به زور مردم آیین دیگر را به دین اسلام دعوت کنند.

ما در آستانه کریسمس باید به دنیا معرفی کنیم همان منجی‌ای که همه انسان‌ها به دنبال او هستند. آن منجی را اسلام با آیین تشییع و با تمام مشخصات معرفی کرده، آن منجی  فقط منجی شیعیان و مسلمانان نیست اومنجی همه باورمندان حتی مسیحیان است.

حرکت دیگری که من معتقدم می تواند بین حضرت مهدی(علیه السلام) و مسیحیت پیوند بزند این است که حضرت نیمی شرقی و نیمی غربی است، یعنی اگر پدر او از جهان اسلام است مادر او تعلق به روم شرقی و عالم مسیحیت دارد و به همین خاطر است که حضرت مهدی(علیه السلام) به هیچ قوم و قبیله ای تعلق ندارد جز به قبیله انسانیت او به هیچ نژاد سیاه و سفیدی تعلق ندارد جز نژاد انسان حق جو و لذا همه مشتاق او هستند مخصوصاً مسیحیت وقتی که بفهمند مادر او از تبار و ایل آنها است.

موضوع حضرت مسیح با مهدویت و ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) پیوندی غیر قابل انکار دارد و مسیحیان را می‌توان همراهان بدون عناد امام زمان (علیه السلام) در آخرالزمان دانست، در خصوص این نگرش توضیح بفرمایید.

متاسفانه با توجه به تجربیات و آنچه که دیدم در خارج از کشور به من می‌گفتند در روایات شما آمده که امام زمان(علیه السلام) با آمدن خود همه را به زور مسلمان می‌کند اما باید این نکته را تبیین کرد که ایشان هیچگاه کسی را از روی اجبار مسلمان نخواهند کرد. ایشان قطعاً از سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) برای دعوت همه مردم به اسلام بهره مند خواهند شد.

مگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگامی که وارد مدینه شدند مسیحیان را نابود کردند؟ خیز! ایشان حق را گفتند و محبت ایشان بر دل مسیحیان نشست، پیامبر (صلی الله علیه و آله) با منطق پیش رفتند و این قدرت منطق ایشان بود که توانست دلها را جذب کند و  هیچگاه بالاجبار  حرفی را به مردم القا نمی‌کردند؛ لذا می‌بینیم که در قصه مباهله هم پیامبر(صلی الله علیه و آله) کاملاً منطقی عمل می‌کنند و بر همین اساس مسیحیان مدینه نه تنهاحق را می‌پذیرند بلکه دل به پیامبر می‌دهند.

پس سیره‌ای که امام زمان(علیه السلام) خواهند داشت اینگونه است که حتی مسیحیان به ایشان دل می‌بندند و پشت سر او حق را می‌جویند.

این گفت وگو ادامه دارد…

انتهای پیام/ش