به گزارش مركز خبر روابط عمومي مسجد مقدس جمكران، ايام سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران فرصت مغتنمي است تا بار ديگر علل و اهداف اين انقلاب الهي كه داعيه دار زمينه سازي ظهور منجي عالم بشريت است به وي‍ژه براي نسل جوان تبيين شود. امروز نسل جوان سوالات زيادي در خصوص علل و انگيزه هاي انقلاب مردم ايران عليه حكومت شاهنشاهي دارند كه بي شك پاسخ مستدل به آنها باعث استحكام عقيده به اسلام و اين نظامي اسلامي خواهد شد.
در اين ايام گفت و گويي با حجت الاسلام والمسلمين محمد رضا زنگنه مدير عامل موسسه انفاق امام زمان(عجل الله تعالي فرجه) و از اساتيد و كارشناسان مهدوي كشور انجام داديم كه در ادامه مي خوانيد.

 

*ماهيت انقلاب اسلامي ايران چه بود، اساساً آيا اين انقلاب ريشه هاي مادي داشت يا دغدغه هاي فرهنگي و معنوي علت بروز و ظهور و پيروزي آن شد؟
انقلاب اسلامي ايران كه سال 1357 پيروز شد داراي يك عقبه چند 10 ساله است، يعني انقلاب ها و اعتراضات مختلفي به خاطر نوع حكومت پادشاهان گذشته شكل گرفته بود. به اين صورت كه پادشاهان گذشته در ظلم هايي كه روا ميداشتند كه ظلم هاي مختلفي هم بود مثل ظلم هاي سياسي، ظلم هاي اقتصادي، ظلم هاي اعتقادي يا انحرافات و وابستگي هايي داشتند، گروه ها و افراد مختلفي آمدند و با اين رژيم ها ظالم و مستبد مبارزه كردند و اعلام كردند كه مخالف رژيم هستند و مردم هم آزاد بودند كه هر طرف را انتخاب كنند.
به عنوان مثال در زمان پهلوي دوم حزب توده، مجاهدين خلق و يا حتي ملي مذهبي ها عليه وي وارد عمل شدند. امام خميني(ره) هم شخصيتي بود كه به عنوان معترض بر ظلم هاي ديني كه ظلم هاي ديگري هم همراهش بود اعلام موضع كرده و عليه حكومت شاهنشاهي اعلام حضوركردند.
اين رغبت مردم به سمت امام و تاثيرگذاري پيام هاي ايشان، پيام هاي حوزه علميه، پيام هاي مراجع تقليد و حتي انتخاباتي كه روزهاي اول پيروزي انقلاب شد همه نشان داد كه ميل و اراده مردم به سمت اهداف و آرمان هاي بلند، الهي و انساني امام خميني(ره) بود.
امام به عنوان يك شخصيت مبارز سياسي و هم به عنوان يك مبارز ديني برجسته مطرح بودند لذا از خود همين معنا ميشود گفت كه ماهيت انقلاب اسلامي ايران يك ماهيت كاملا اعتقادي و ديني است و هركدام از اين گروه ها كه خواستند با اين انقلاب همراه نباشند خود به خود حذف شدند.

 

*علت ماندگاري تثبيت و اعتلاي روز افزون انقلاب اسلامي ايران و به انحراف كشيده نشدن آن مانند انقلاب هاي صورت گرفته در كشورهاي اسلامي در سال هاي اخير چيست؟
اينكه انقلاب اسلامي ماندگار شده به خاطر مجموعه اي از باورهايي است كه در وجود مردم ايران نهادينه است، يعني باورهاي مردم نسبت به انقلاب فقط يك باور سياسي و اجتماعي نيست يك باور كاملا اعتقادي است كه شايد هزار سال است كه در جان و وجود مردم ايران اثرش را داشته و اينكه سردمدار، هدايت گر و رهبر انقلاب اسلامي دقيقا همان كسي است كه اعتقادات باطني مردم را هدايت ميكند.
خود همين امر باعث شده كه اين انقلاب بماند يعني ما دو اعتقاد بسيار اصيل داريم يكي اعتقاد به سيدالشهدا(عليه السلام) و عاشورا و يكي هم اعتقاد به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه)، يعني اين يك اعتقاد و باوري است كه در گوشت و پوست مردم است و از طرفي رهبري داريم كه او هم به عنوان نائب امام زمان(عليه السلام) در بين مردم مطرح است. زمان امام هم همينطور بود يعني مردم اگر پشت سر امام راه افتادند نه به خاطر شخص اقاي روح الله خميني يا سيد علي خامنه اي بلكه به عنوان نائب امام زمان (عليه السلام) و مرجع تقليد و كسي كه در زمان غيبت بايد به او رجوع كنند اين اقتدا را انجام دادند.
شما حتي وقتي به حركت هاي اعتراضي اخير كه گاهاً به دست بدخواهان نظام به اغتشاش تبديل شد تاملي اجمالي كنيد ميبينيد مردم شايد نسبت عملكرد دولتمردان و بر خي ساختارهاي نظام معترض هستند كه طبيعي هم هست، چراكه با سليقه ها و افكار مختلف خيلي اوقات جور در نمي آيد، اما اين اعتراض ها اگر قرار باشد با آن اصل و باورشان تعارض پيدا بكند آن باور را نگه ميدارند و چه بسا يكي از مظلوميت هاي ايران هم اين است كه مردم ما به خاطر همان حفظ اصالت هايي كه در انقلاب داشتند يا در دينشان داشتند متحمل بعضي از نواقص هم شدند اما در هر صورت اين نشان دهنده يك ارتباط عميقي است كه باعث شده كه انقلاب اسلامي تا الان بماند و ان شالله تا ظهور حضرت ماندگار شود.

*زمينه سازي ظهور از شعارها و اهداف بلند نظام جمهوري اسلامي ايران بوده و هست. از نظر اعتقادي و فرهنگي با گذشته حدود چهار دهه از پيروزي انقلاب، با جامعه منتظري كه مورد نظر حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه) است چقدر فاصله داريم؟
در هر صورت براي رسيدن به آن مدينه فاضله و آن چيزي كه مد نظر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) است بايد توجه داشت كه آن حضرت يك زندگي فردي و اجتماعي سالم را از ما خواسته اند. امامي كه حتي به نيت ها واقف است و تمايل به اين دارد كه نيت هر انسان سلامت باشد. لذا براي رسيدن به يك زندگي ديني و يك زندگي مهدوي بايد يك مراحلي را طي كرد.
قطعاً در دوره پهلوي هيچ امكاني براي رسيدن به اين نبود يعني همه امكانات در دست رژيمي بود كه بااين معاني بيگانه بود پس احتياج بود يك انقلاب اسلامي رخ دهد تا مردم در سايه اعتقادات ناب اسلامي بتوانند زندگي با تقوي و سلامت را در پيش بگيرند.
انقلاب اسلامي در كنار مردم پيروز شد اما بايد اين نظام انقلابي پايه ريزي ميشد كه آن هم صورت گرفت؛ يعني چهارچوب حكومت ديني ترسيم شد كه اجمالاً هم يك ترسيم خوب و مناسبي است.
اما در مرحله بعدي بايد دولت ها يعني كساني كه امور را به دست ميگيرند آنگونه كه هدف انقلاب و اين نظام بوده حركت ميكردند كه متاسفانه در اين مرحله ما هنوز به آنجايي كه بايد برسيم نرسيديم. يعني ما هنوز نرسيديم به جايي كه بگوييم دولت ديني داريم. نظام و انقلاب ديني داريم اما دولت ديني نداريم اگرچه كه دولت مردها در اين دوره حدودا چهل ساله زحمات زيادي كشيدند اما در مجموع آنچه كه بايد ميشد متاسفانه نشد.
در پايان بايد خاطرنشان كرد كه براي تحقق كامل اهداف انقلاب بايد ابتدا دولت ها اصلاح بشوند تا به مرور جامعه به سمت آن مدينه فاضله و جامعه مهدوي حركت كند.
انتهاي پيام/ش