به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، گوشه‌ای تنها ایستاده، با آنکه از چهره‌اش مشخص است ایرانی نیست ولی گویا به خواست خود از کاروان جداشده تا بتواند از لحظه‌لحظه حضور خود در این مکان معنوی که امشب دل‌های فراوانی را با خود همراه کرده است، استفاده کند.
آهسته نزدیکش می‌شوم تا شاید بتوانم از حال زیبا و اشک‌هایی که گوشه چشمانش جاری است با او ارتباط برقرار کنم، زمانی که متوجه حضورم می‌شود کمی خود را جمع می‌کند، باآنکه می‌داند هم‌زبان من نیست ولی بازهم حیا می‌کند و با دستمال چشمانش را پاک می‌کند.
تنها خیره به هم می‌شویم، ناگهان بغضش می‌ترکد و دیگر نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد، باهم گریه می‌کنیم، اینجا تنها جایی است که آدم‌ها با چشم‌هایشان حرف می‌زنند هم‌زبانی معنایی ندارد، این بار من هستم که خود را جمع می‌کنم و دور می‌شوم و پیش خود می‌گویم یا صاحب‌الزمان به دل‌شکسته این جوان پاکستانی “عجل علی ظهورک”.
امشب مهمانان آقا تنها از ایران نیستند، مسافران آقا از افغانستان، پاکستان، هند، عراق و سوریه و … اینجا گرد هم جمع شده‌اند و تنها وجه اشتراکشان یک شعار است: یا اباصالح ادرکنی”.
از لباس‌هایشان می‌شود تشخیص داد از کجا آمده‌اند، رنگ‌ها درآمیخته و صداها درهم‌پیچیده، اینجا جمکران است، وعده‌گاهی است که همه در آن‌یک رنگ‌اند، با نگاه حرف می‌زنند و با لبخند بیعت می‌کنند.
به خانواده‌ای نزدیک می‌شوم که از پوشش شان معلوم است از هند آمده‌اند، تا مرا می‌بینند که نزدیکشان شده‌ام لبخند می‌زنند.
دختر خانواده که انگلیسی را با لهجه هندی حرف میزند، می‌گوید: حتماً امشب حضرت در این مسجد است و رو به مادرش چیزی به هندی می‌گوید، مادرش دست‌هایش را به آسمان بلند می‌کند و بلندبلند روبه مسجد حرف می‌زند و کسی را بر فراز گنبد خطاب قرار می‌دهد.
نمی‌فهمم چه می‌گوید اما ناخودآگاه برایش آمین می‌گویم.
امشب می‌توان یکرنگی را با چشم دل دید، امشب حتماً حضرت در این مسجد است، امشب همه برای هم آمین می‌گویند و با چشم‌هایشان باهم حرف می‌زنند.

انتهای پیام/تس